یکی هست ...

یکی هست تو قلبم که هرشب واسه اون مینویسمو اون خوابه

نمیخوام بدونه واسه اونکه قلب من اینهمه بیتابه

یه کاغذ یه خودکار دوباره شده همدم این دل دیوونه

یه نامه که خیسه ، پر از اشک و کسی بازم اونو نمیخونه

یه روز همینجا توی اتاقم یه دفعه گفت داره میره

چیزی نگفتم آخه نخواستم دلشو غصه بگیره

گریه میکردم در رو که می بست ، میدونستم که میمیرم

اون عزیزم بود نمیتونستم جلوی راهشو بگیرم

میترسم یه روزی برسه که اونو نبینم ، بمیرم تنها

خدایا کمک کن نمیخوام بدونه دارم جون میکَنم اینجا

سکوت اتاق رو داره میشکنه تیک تاک ساعت رو دیوار

دوباره نمیخواد بشه باور من که دیگه نمیاد انگار

.

.

.

/ 43 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدی

یه چیز بگم...[لبخند] اون قسمته شیرخوارگاهش که گفتی... عالی بود !! یه جورایی دوست دارم تجربش کنم ... حداقل یه بار خوش به حالت !!

ملیکا

سلام چه خبرا؟؟؟خیلی وبتو دوس دارم وبم منم بیا عزیزم...

پریسا

آدمیست دیگر...یک روز حوصله هیچ چیز را ندارد ! دوست دارد بردارد خودش را بریزد دور.... (حسین پناهی)

پریسا

به بعضیا باس گفت:تو اگه موندی بودی تو همون داهات خودتون میموندی...

پریسا

به نظرم اگه این ترمم درس نخونم، مشروطه خواهی خودم رو به جهانیان نشون دادم.

پریسا

مورد داشتیم دختره صورتش رو شسته 2کیلو کم کرده!دقت کردی؟؟ فقط صورتش رو شسته یعنی هنوز کلییپسشو در نیوورده

Aren

hey /yeki hast ...[گریه]

Aren

کی هست خب خخخخخ

عالیجناب ام

رنگ کفشتون مسخره نیست البته با رنگ ناخن ها ست هست ولی به نظر ما قرمز تر بود صورتیه خیلی قشنگتر