دلم آغاز میخواهد ...

بیهوده است پی‌ِ خاطرات رفتن ؛ به باغی‌ میرسی‌ لبریزِ پاییز ؛ به نیمکتی با یک جایِ خالی و رهگذری ... غروب .... و تنهایی‌

دنیـــــــــای مجازی من :

خیلی حرف دارم برای زدن ... نمیدونم میان به صفحه یا نه ؟

اما این پستم پر از شمااس ...

شبی که فهمیدم یاسینم فوت کرده ، خیلی خیلی خیلی بهم ریختم . هم از نظر روحی ، هم جسمی . نمیدونم چرا ؟ بااینکه خیلی عزیزمو نمیشناختم ولی فکر کنم روحمون بهم خیلی انس داره .

متاسفانه خیلی ضعیفو حساسم ... خیـــــــــــلی ...و اینم اصلا خوب نیس.

تا صبح گریه کردم برای عزیزمو دعا و آرزوهای قشنگ کردم براش ...

روز بعدش که مصادف میشد با تولد امام رضا (ع) ، زیر دو تا پتو با چشای پف کرده ، یخ کرده بودمو میلرزیدمو به بی وقفه اشک میریختنمو فقط نگاه های مامانم بود که میترسوندم ... از این میترسیدم که همه چی رو برام تعطیل کنه ... نت و دوستامو .البته خداروشکر با روحیه ام کاملا آشناان. بخاطرهمین زیاد بهم سخت نگرفتنو راحت بودم .

حتی تو هم که حالمو از شبش میدونستی ، گفتی :

مرده شور وبلاگها رو ببرن که دنیای مجازیت ، دنیای واقعیتو گرفته ...

نفهمیدی که دست خودم نیس ، نفهمیدی که عمدا حالم بد نمیشه ... نکه نفهمیآ ...نه ... خسته شدی .

خلاصه باچشم خیس شب تولد امام رضا (ع) راهیه حرمش شدم .

خداروشکر هم زار زدنم ، هم سوره ی یس و صافات خوندنم به نیت یاسینم آرومم کرد .

داداشم ببخشم که اینقدر آروم و کندم تو قرآن خوندن و نمیرسم تا برات اعمال دیگه ای انجام بدم .

یاسینم ممنونم ازت که بهم یاد دادی تا بجای اینهمه ناشکری ، شکرش کنمو قدر بدونم.

از این نگران نیستم که جات نا آروم باشه چون یقین دارم که انشاالله آرومه آرومی ، از این نگرانم که قول دعایی که بهمون دادی رو فراموش کرده باشی . 

نه تنها برای یاسین ... خیـــــــــــــــــــلی براتون دعا کردم .

هم برای شادی روح یاسین و صبر خانواده اش ، هم برای فاطمه ای که اصلا نمیشناسمشو فقط آقا بهداد بهش قول داده بود تا براش دعا کنم ، هم برای بقیه ی لینکهام  ...

نمیدونم چرا ؟ ولی همه میرن حرم به یاد دوستو آشناهاشون زیارت و دعا میکنن ولی من برای لینکهام !!!

احساس میکنم دلم به دل بعضاتون وصله . میفهممتون ... این چند روزهم که دلم بیشتر حرم میخواد ...

آهــــــــــــــــــــــــــای دنیای مجازی من ! چتونه ؟ چرا این چند روز اینقدر ناآرومید ؟ تو دلتون جی میگذره که دل منم ناآرومه ؟

یه فکری تو حرم بسرم زد ... نمیدونم شاید جالب نباشه ولی سوره های درخواستی هم پذیرفته میشن . نمیدونم چرا ؟ ولی حتما اینم حکمتی داشته که بسرم زده دیگه .( هر سوره ای که احساس میکنید با خوندنش احساس آرومش میکنین رو نام ببرید تا براتون تو حرم بخونم . شاید کاملا درست نخونمو کند باشم ولی سعیمو میکنم . )

_ چه چراهایی که من نمیدونم جوابهاشو !


امسالم به رسم پارسال ، شب تولد امام رضا (ع) ، از حرم عکس گرفتمو براتون گذاشتم . ببخشیدم که کیفیت آنچنانی ندارن عکسام .

_ نبودی ببینی تو این بقول تو قصر چه هیاهویی بود .

_ برامون دعا کنید . مرجانم ورم معده اش خیلی اذیتش میکنه و منم ورم معده و روده دارم ، البته زیاد اذیت نمیشم .

+ آهنگ وبمم آهنگ درخواستی یاسینمه .

*الحمدالله*

۱۳٩٢/٦/۳۱ ساعت ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ توسط مهشید نظرات ()