دلم آغاز میخواهد ...

بیهوده است پی‌ِ خاطرات رفتن ؛ به باغی‌ میرسی‌ لبریزِ پاییز ؛ به نیمکتی با یک جایِ خالی و رهگذری ... غروب .... و تنهایی‌

بوی خون ...

+ در مدرسه ی کربلا کودکان به چشم خود دیدند که بابا دو بخش است :

بخشی در صحرا ، بخشی بالای نیزه ...

اما اینکه عمو چند بخش است را فقط بابا میداند ...

+ چه کوتاه است فاصله ی میان بالا رفتن دست علی ( علیه السلام ) و بالا رفتن سر حسین ( علیه السلام ) ... فاصله ای از ظهر غدیر تا ظهر عاشورا ...

+ مگر غیر از این است که مادر هر کاری کند ، بچه ها یاد میگیرند ؟ مثلا اگر شهید شود ...

پروردگارا ! اجلم به تاخیر انداز ...

                                               چند روزی است دلم هوای محرم دارد ...

التماس دعا فراوون

[ ۱۳٩٢/۸/۱۳ ] [ ٩:۱٤ ‎ب.ظ ] [ مهشید ] [ نظرات () ]